الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

162

الغدير ( فارسى )

اين برائت و تبرئه‌نامه از آتش است كه خداى عزيز به بنده‌اش عمر بن عبد العزيز داده است . ابن ابى شيبه از طريق عبد العزيز بن ابى سلمه روايت كرده است : وقتى عمر بن عبد العزيز در قبر گذاشته شد ، باد سختى وزيدن گرفت و نامه‌اى با بهترين خط از آسمان افتاد . آن را كه خواندند ، چنين نوشته شده بود : برائتى است از آتش از جانب خدا براى عمر بن عبد العزيز . پس اين نامه را در لاى كفن او قرار دادند و با او دفن كردند . « 1 » ابن عساكر در شرح حال يوسف بن مالك روايت كرده و گفته است : در آن حالى كه ما خاكها را كنار مىزديم تا قبر عمر بن عبد العزيز را آماده كنيم ، ناگاه از آسمان نامه‌اى افتاد و در آن نوشته شده بود : به نام خداوند بخشايندهء مهربان ، اين امان‌نامه‌اى است از آتش از جانب خدا براى عمر بن عبد العزيز . به‌هرحال ، رشد و هدايت ، از گمراهى ، در روز رستخيز روشن خواهد شد . 25 - زنى به دعاى مالك بن دينار پسر چهارساله مىزايد بيهقى از طريق هاشم مجاشعى روايت كرده و گفته است : يك روز مالك بن دينار ( م 123 يا جز آن ) نشسته بود كه مردى آمد و گفت : اى ابو يحيى ، براى زنى كه چهار سال است آبستن است و در اندوه سختى به سر مىبرد ، دعا كن . مالك از شنيدن اين خبر در خشم شد و قرآن را بست ، آنگاه گفت : اين مردم ما را همان پيغمبران فرض كرده‌اند ، سپس دعا كرد و گفت : خدايا هرگاه در شكم اين زن بادى است ، آن را همين ساعت بيرون آور و هرگاه در شكم او دخترى است آن را به صورت پسر درآور و اين تويى كه آنچه را خواهى محو مىكنى يا موجود مىسازى ، و ام الكتاب در دست تو است . سپس مالك دست خود را بلند كرد و مردم هم دستها را به سوى خدا بلند كردند ، آنگاه كسى براى آن مرد خبر آورد و گفت كه زنت را درياب . مرد رفت ، و مالك هنوز دستش را پايين نياورده بود كه آن مرد از در مسجد وارد شد و پسرى چهارساله را كه بر گردن خود

--> ( 1 ) . تاريخ ابن كثير : 9 / 210 ؛ الروض الفائق ، حريفيش 256 .